یاس خواب می دید٬

        خواب رویاهای آرام٬ آرام بود٬

 آن شب را تا صبح چشم بر هم نگذاشته بود٬ سحر هم گذشته بود٬ صبح شده بود که پلک هایش آرام گرفت.

 یاس خواب های خوب دید٬

                         خواب رویاهای آرام٬

             خواب یاس دیوار نداشت!

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا بی ستاره پاییزی

سلام خوش به حال یاس ،‌ او خواب میبیند خوابهای خوب و رویاهای ارام ،‌ خواب او دیوار ندارد ... یاس .........

فريده

يالله. سلام عليكم. احوال حاج خانم؟ خوبي؟ خواب مي‌بيني؟ خير باشه.

ياس عزيزم. سلام: چرا ساکتی؟ چرا ديگه هيچی نميگی؟... نبينم ياسم پژمرده بشه؟مراقبش باش.

جريان زنده

سلام موضوع وبلاگ من زنده اندیشی ست. اگر تونستی زنده فکر کنی، به من هم یاد بده. ممنون میشم.

فريده

اوف. بعد به ما ميگه چرا آپ نمي‌كني؟

كامالا

شكنجي است بي‌دريچه درختي است بي‌هوا در اين شكنج ماندن و اين تنگناي تن با آروزي روزي بدون ديوار بدون سيم‌خاردار. بدون توري و دام...

صبا

چشممون به در و ديوار وبلاگ خشک شد بابا!! محض رضای خدا اونهمه مطلبتو آپ کن

ali

سلام با شما کار ويژه ای دارم حتما اگر وقت داشتيد به وبلاگ سری بزنيد و پيامی بزاريد و حتما اشاره کنيد به لورا مفتون بعدا با ميل کارم را حتما به شما ميل می زنم ممنون از توجه شما